تمرین ژیمناستیک

اصلا احتمال نمی دادم آقا ولی در جمعشان باشد! خدا من را ببخشد! اگر می دانستم و بمن می گفتند آقا ولی باهاشان است مگر تو خونه می نشستم که بعد از ظهر جمعه رو تو خونه بگذرانم. استغفر الله ربی و اتوب الیه!!!

فقط بمن گفتند میریم یه بعد از ظرهری را کنار هم بگذرانیم و من گفتم حالشو ندارم شما برین و حالشو ببرین!

همانطور که گفتم، ایشون آقا ولی پسر عموی ماست و ساکن تهران! سی و چند سال، بلکه بیشتر ورزشکار است. اونم چه ورزشکاری. نمی دونید چند تا نیم وارو را پشت سر هم می زد! ده تا.. بیست تا؟! در هر صورت ایشان آنوقتها زمینی رو بهتر از همه کار می کرد. بعد شد مربی دوست داران ژیمناست! بعد خیلی دوست داشت به دوست و آشنا نیم وارو یاد بدهد. همیشه عده ای بودند از نوجوانها که به پر و پاش می پیچیدند و او با حوصله وصف نا پذیری باهاشان گفتگو می کرد و تشویقشان می کرد که حتما ورزش را فراموش نکنن! خیلی ها دوستش داشتند! آخه با حوصله بود و اصلا کسی رو از خودش نمی رنجاند!

این چند تا رو هم شاید بعضی دوستان بشناسند، ولی باز لازمه معرفی شان بکنم. اینوری داداش ماست! یه عده فکر می کنند ما با هم زیاد صمیمی نیستیم! چون اونقدر سرمان گرم کارمان است که کمتر باهم دیده می شویم. و ایشون الان باز از ورزش و نرمش دست بر نکشیده. علی عهده الراوی می گویند ایشان مربی ژیمناست و اصلا در شهر ستان رتق و فتق امور ژیمناستیک به عهده ایشان است! من فکر می کردم دیگه حوصله قبل هارا  ندارد، اما پرویز گفت بابا! اونقدر سریع پشتک وارو می زنه که نگو!

گفتم: بابا از اول اول فرز و چابک بود! زمانی میخواست قهرمان کشور هم بشود...

دومی کیوان است! اهل مطالعه و اینتر نت ووو. میگن به عموش رفته که من باشم!نیشخند

و سومی محسن است و نمی دانم صاحب چه کرامتی است.

چهارمی را می شناسین. پرویز است. می گفت: بابا انقدر آقا ولی تمرین داد که خسته شدیم! ظاهرا این عکس را امیر گرفته که خودش تو جمع نیست!

حسین آقا مربی ژیمناستیک در مرند: در حال پشتک زدن است! عکاسش هر کی بوده نتونسته بموقع لحظه رو ثبت کنه! آی خدا بگم چکارش بکنه!!!

آقایان کیوان و پرویز پشتک می زنند بدستور آقا ولی!

این عکس رو دیدین؟! دوسال قبل این عکس را گذاشتم... اسم اون پست چی بودند و چی شدن است.

 

ااااا اینا خواستن اون خاطره رو باز سازی کنند. در عکس بالائی تخته پاره رو برداشته بودند حدود بیست سال پیش، در این عکس تخته پاره نبود دوتا چوب برداشتن و ژست اون عکس رو اومدند!اگه گفتین با عکس بالائی چه فرقی داره این عکس؟

اینم دم عیدی تقدیم شما. آقا ولی این عکس رو گرفته همون روز!

 

/ 2 نظر / 26 بازدید
عمو کیوان

عموجان خامناماخ کردیم بدجور دیگه با ولی عموغلی نمیریم بیرون

رزاقی

دو قدم مانده به خندیدن برگ یک نفس مانده به ذوق گل سرخ چشم در چشم بهاری دیگر تحفه ای یافت نکردم که کنم هدیه تان یک سبد عاطفه دارم همه ارزانی تان..... عید نوروز بر شما مبارک