سلام بر دوستان

سلام به همه دوستان عزیز از پورزلارعیان عزیز گرفته تا مصطفوی نازنین و همرزم دو ران جنگ و غیره

یکی نوشته بود - احتمالا استاد مصطفوی بودند- که گویا باطری اینجانب تمام شده.

نه بخدا و این طور می توانم بگویم که اتفاقا بیشتر از قبل سر حالم - بزن به تخته- ولی نمی دانم این وضعیت چرا پیش آمده که دیگر  کمتر میام به نت.

راستش این رسمش نیست که جواب کامنت ها را پست قرار بدن و من امروز و خواستم سنت شکنی کرده باشم و قبلا نیز کرده بودم.

ولی امید وارم نشود آنطور که مثل سابق نتوانم بیایم و کامنت ها را تائید کنم.

هی میخواهم مرتب بنویسم و با نوشتن با دوستان در ارتباط باشم و لی دیگر آن انگیزه سابق را ندارم .

الان در کتابخانه عمومی مرندم. همان کتابخانه ای که از پانزده سالگی مرتب بانجا سر می زنم و کتاب امانت می گیرم.

و الان چون وقت کمی از وقت کتابخانه مانده میخواهم بس کنم.

درود و درود و بدرود!!!!!!!!!

/ 1 نظر / 57 بازدید
مصطفوی

همسنگرم ، از اینکه بعد از مدتها جواب کامنت منو دادی بسیار خوشحال شدم که در صحنه هستی و ازا بابت سر زنده بودنت نیز خیالم تخت شد. به تخته می زنم تا وجودت گرامییت از گزند بلایای روزگار در امان باشد. به امید دیدار بعدی