از میان خلق یک تن صو فیند

از میان خلق یک تن صو فیند

ما بقی در سایه او می زیند!

اینهم جزو آن دسته از ابیاتی است که  خیلی می چفسد!

مولانا در این بیت که در داستان آن بد بخت خر باخته که پر شور تر از دیگران، صدا به خر برفت و خربرفت بلند کرده بود و با این بیت از تقلید کور کورانه فریادش بلند است که

خلق را تقلیدشـــــــان بر باد داد

ای دو صد لعنت بر این تقلید باد

می فرماید مدعیان در این دنیا در میان هر قشری بفور یافت می شوند و لاف خبرویت در طریقه ای که در پیش گرفته اند می زنند!

اما فی الواقع اکثر شان مثل ساعتهای مغازه ساعت فروشی اندکه در دیوار از انواع و اقسام ساعتهای مشغول تیک تاک اند که هیچ کدام وقت صحیح را نشان می دهند، عمل می کنند، اما در این میان یکی از آن ساعتها وقت درست و دقیق را می گوید اما او هم در میانشان گم است!

چرا این جوری است؟ برای اینکه دنیای خود را آباد کنند و به نوائی برسند!

مولانا را این درد بفغان وا می دارد و صدا به اعتراض بلند می کند که: این طور نیست که هر کس ادعا نمود پس صادق است:

از میان خلق یک تن صـــــوفیند

ما بقی در سایه ی او می زیند 

 

/ 0 نظر / 58 بازدید