روئین تنان

روئین تن کیست و چکار می کنه؟ روئین تنان معروف چند تا بودن؟ آیا این قضیه درست است یا افسانه و ساختگیه؟

در طول این پست سعس می کنم به این سئوالها پاسخ بدم و بعد آن سه تن روئین تن و برا شما معرفی خواهم کرد، هرچند میدونم معرّف حضور هستند!

در دنیا روئین تن ها بسیار بوده و هستند! یکی از آنها شما هستید! بله خود شما... اصلا تیر و سنان و نیزه غیره در تن شما کار گر نیست! میگید  شوخی نکنم!  من اصلا اهل شوخی نیستم، مخصوصا امروز که خیلی خیلی حالم گرفته است. یعنی گیر یه روئین تنی افتادیم و خلاصه حال ما رو گرفت  ما عقب کشیدیم و فرار را بر قرار ترجیح دادیم! آخه اون بد جوری روئین تن بود و در تن خودش سر سوزنی نبود که ضربه ما کار گر باشد و ما رو می چلناند اگر وا می ایستادیم، واسه همین گفتیم فلنگ رو ببندیم مقرون به صرفه است!

از گیر ایشان نجات یافته بودیم و باز به یکی دیگر از روئین تنها بر خوردیم که اون از قبلیه خطر ناک تر بود و می تونست خیلی ساده ما رو ناک اوت کنه برا همین باز در رفتیم و پشت سر خودمون رو هم نگا نکردیم.

چرا می خندین! شما اگر جای من بودین، وا می ایستادین؟ من... میگین من هم یکی از روئین تنها هستم!  والله بخدا من در هیچ چشمه ای که من رو روئین تن کنه آب تنی نکرده ام ، بر عکس تو اون آبی که ما رفتیم، خیلی شکنندمون کرد!  ننه ما هم عادت نداشت تدبیر و درایت بکار ببره. اون معتقد بود که بچه رو باید گذاشت به حال خودش تا کم کم بزرگ شه و از خیلی قرتی بازیها خوشش نمی آمد!  من میگم ننه ما فیلسوفی بود که عقاید و تعالیمش رو اگر توفیق می یافت  مردم بکار ببندند، حالا وضع دنیا این طور نبود!

بگذریم اگر فکر می کنین من روئیتن تنم واقعا در اشتباهین!

اگر می گویم شما روئین تن هستید برای اینه که حتما  در یکی از چشمه هائی که آدم رو روئین تن میکنه دانسته یا ندانسته و خواسته و یا نخواسته غوطه خورده این! تو همون یکی از چشمه هائی که یا خودتون و یا دست قضا و یا اصلا دست تقدیر و یا دست دوست و آشنا و فامیل کشندتون تو اون چشمه!:

1- اگر کسی در چشمه پارتی بازی غوطه بخورد، این نه تنها روئین تن می شه، بلکه نانش مدام در روغن خواهد بود! همه بحالش غبطه خواهند خورد و خواهند گفت یالیتنا اوتی مثل ما اوت! هر جا برین و هر کاری بکنین آزادین و مردم کار های خلافتون رو هنر تلقی خواهند کرد و به به و احسن خواهند گفت! اصلا کیه که بتونه بهتون بگه بالای چشمتون ابروست هر چند ابروست!

2- چشمه پول و ثروت! اگر تونستین  مقدار کمی در این چشمه غوطه بخورین دیگه نونتون تو روغنه! هر جابرین حرفتون خریدار داره. کسی مانعتون نیست! خلاصه چشم غُرّتون زهره خواهد ترکاند! الهم ارزقنا ثروه و مالا لا ینفد ابدا!

3- چشمه ی دیگری که آدمی را باز روئین تن میکنه و میشه با ثروت هم بدستش آورد، مدرک است!

زیاد سواد لازم نداره همین قدر که آدم و پارتی داشته باشین و مقداری هم پول پله داشته باشین، در چشمه مدرک می رسین و می شین روئین تن!

و خیلی چشمه های دیگر که نمیخوام شرح و بسط بدم. مثل چشمه دوست و رفیق و بیان و قلم و چاخان و حیله و حقه اوووووه... الی ما شا الله!

خب... بگذریم! حالا اون چند تا بدبختی که همشون در جنگ و زد خورد کشته شدند و آبروشون رفت با اینکه روئین تن بودند، اینان:

1- زیگفرید، قهرمان افسانه ای آلمانها که خط دفاعی معروف زیگفرید در جنگ جهانی دوم (44 - 1939 میلادی) به نام او نامگذاری شده است رویین تن بود. او در چشمه ای که آدمی را رویین تن می ساخت آب تنی کرد و تمام اعضای بدنش رویین شد، ولی هنگامی که برهنه شد تا داخل چشمه شود، در همان موقع برگ درختی از شاخه افتاد و بر پشتش چسبید. موقع آب تنی جای آن برگ که درست مقابل قلبش در مهره پشت قرار داشت رویین نگردید. بعدها دشمن این نقطه ضعف را کشف کرد و بر پشتش تیر انداخت. پیکان حریف در همان جایی که برگ درخت چسبیده بود فرو رفت و از مهره پشتش گذشته بر قلبش نشست و زیگفرید رویین تن را از پای در آورد.

 

2-  "اسفندیار" هم رویین تن بود و در جنگی که رستم پهلوان نامی ایران با وی کرده بود به هر جایش تیر می انداخت کارگر نمی شد.

پرنده افسانه ای ایران، سیمرغ، به رستم خبر داد که اسفندیار هنگامی که در چشمه معروف آب تنی می کرد تا رویین تن شود، موقع فرو رفتن در آب چشمه دیدگانش را بر هم نهاد و به همین جهت چشمانش رویین نشده است. رستم از نقطه ضعف استفاده کرده تیر بر چشم اسفندیار زد و با همان یک تیر کارش را ساخت. آنگاه چنان که در شاهنامه آمده است این طور رجزخوانی کرد:

 

تو آنی کـه گـفـتـی که رویینتنم                        

بـلـنـد آسـمـان بـر زمـیـن بـرزنــم

من از تو صد و شصت تیر خدنگ

بخوردم نـنـالیدم از نــــام و نـنـگ

تو از زخم یک تیر چوب گــــــزین                      نـهـادی سـر خود به قرپوس زیــن

3-  آشیل یا اخیلوس فرزند پله پادشاه میریمیدونها، مشهورترین قهرمان افسانه ای یونان است که نامش با آثار همر عجین شده است.

طبق بعضی روایات مادرش تتیس پس از تولد او با دو انگشت خود قوزک پایش را گرفت و وارانه در رودخانه افسانه ای ستیکس فرو برد و بیرون کشید. بدین جهت تمام اعضای بدن آشیل به جز قوزک پایش که در دست مادر بود رویین گردید. کالکاس پیشگویی کرد که او مقابل شهر تروا کشته خواهد شد. برستم دستانه همین جهت تتیس فرزندش را به صورت زنی به نام پیرا در آورد و به دربار لیکومد در جزیره پیروس فرستاد تا نتوانند او را پیدا کنند و به جبهه جنگ بفرستند.

 

سپاهیان یونان که بدون کمک و یاری آشیل قادر نبودند شهر تروا را فتح کنند از اولیس خواستند و او به لطایف الحیل آشیل را به تروا کشانید و موجب وحشت دشمنان گردید. دیری نگذشت که حریف دریافت تیر به هیچ جای آشیل کارگر نیست مگر یک جا؛ همان قوزک پا یعنی جای دو انگشت مادرش که او را وارانه در آب فرو کرده بود.

یکی از تیراندازان مشهور به نام پاریس یا آپولون که نقطه ضعف حریف را پیدا کرده بود، تیر زهر آلودی درست بر قوزک پای آشیل زد و کارش را ساخت و این عبارت از آن تاریخ ضرب المثل شد.

/ 0 نظر / 222 بازدید