میلیادر

 می دانم نقد فیلم به این آسانی ها نیست و منتقد تا زمانی که کاملا از چم خم کار اطلاع نیافته برایش آسان نخواهد بود در باره فیلی و یا داستانی نظر بدهد. اما برای من یک چیز مسلم است و آن اینکه هر بیننده ای از فیلم و یا خواننده ای از داستان تلقی ای دارد! یعنی فیلم و یا داستان بر مخاطب اثر خود را خواهد نهاد و او را ممکن است خشمگین کند و یا مهر تأئید بر محتوایش بزند و یا نظر خاصی در باره شکلش داشته باشد و یا سلیقه اش با پدید آورنده اش همخوانی و همسوئی داشت باشد و یا نداشته باشد و بالاخره چون مقولاتی از این دست خیلی پیچیده هستند، ممکن نیست کلا همه یک اثر را بی غیب و نقض از همه جهت بدانند و بالاخره ان قلت قلت در باره اثر خواهد بود و با استثنا ها اگر باشد، کاری نداریم.

با این حساب من بعنوان یک تماشاگر بی میل به سریال هم می توانم در باره تکه هائی از فیلم و سریال نظرم را باز گو بکنم.milyard Patugh.ir 17 عکس های سریال میلیاردر

روی سخنم در باره سریال میلیاردر است! سریالی که چند وقتی است بقول ارباب تلویزیون روی آنتن است و شبها کسانی که از شبکه های ماهواره ای استفاده نمی کنند شاهد پخش آن می باشند.

در این سریال با افراد متعددی سرو کار داریم که هر کدام خصوصیات و خلقیات خاص خودشان را دارند و در این میان سیر جوان مثل اینکه تافته جدا بافته است و  زمین و زمان دست در دست هم داده اند هم اورا بلند کنند و هم می خواهند بر زمینش بزنند! او جوان نخبه  و درستکاری است و خوب می تواند کار را پیش ببرد و خوب هم می تواند مظلوم نمائی بکند و بالاخره دل از آقا فرجام (رئیس) برده است و هر کاری می کند تا او را رام کند و یا در مقابل سیر جوان نیز هر کاری می کند مهر تأئید فرجام شترق می خورد بر پیشانی اش!

حالا در باره شخصیت پردازی فیلم حرف و حدیث فراوان است و بنده حقیر نیز در نقد فیلم آماتور، ولی به برخی آموزه های فیلم و یا بهتر بگویم به آن چیزهائی که خواسته یا ناخواسته بر پیکر جامعه تزریق می شود، اعتراض دارم و سازندگان فیلم را میخواهم  وقتی مطلبی را بر زبان کاراکتر  می گذارندکمی دقت نمایند. یک مورد در باره روابط زن و شوهر است که مرا به فکر وا داشته و این سئوال بزرگ در ذهن من بوجود آمده که یعنی تا این حد ما ایرانی ها در باره زنها و دخترانمان بی قید شده ایم که هر خواسته آنها را بر آورده نمائیم و یا هر کاری کردند اعم از غلط و درست و حرام و حلال، و مشروع ونامشروع اعتراض کردیم و آنها آبغوره گرفتند، جا خالی بدهیم و بگیم عزیزم گریه نکن و ناراحت نشو دیگه آخرین بار باشه بهت اعتراض می کنم!

من دوسه پلان را برای خواننده عزیز یاد آور می شوم که در آن داماد آقای فرجام یعنی منصور منتظر آذر خانم خودش است وقتی او بر می گردد از او سئوال می کند کجا بودی؟ آذر جواب می دهد: خونه دوستم بودم. او اعتراض می کند که تو در سالگرد شب ازدواجمان می گذاری می روی خونه دوستت و بر نمی گردی؟ آذر خانم و زن همین داماد خوش غیرت می گوید: یعنی من حق ندارم یه شب   توی خونه دوستم با او باشم و خوش بگذرانم!...

اینجاست که دور از جان امّلهائی مثل من یکه می خورد و به فکر فرو می رود که: یعنی چه؟  نویسنده، این فیلم نامه را برای شهر وند ایرانی نوشته و این تکه را توش گنجانده؟!

آیا در دین ما تا این حد به خانمها اجازه و آزادی داده شده است که خانم بدون اذن و اجازه شوهر برود در خانه دوستش خوش بگذراند و  شوهر نتواند اعتراض کند! من نمی دانم شاید واقعا بمن و دوستان هم عقیده بخندند اما آیا فکر نمی کنید خطری ما را تهدید می کند که ویراکننده تر از سنگ آسمانی است که قرار بود چند روز قبل بر پیکر زمین زیبای ما بخورد!

 

یک چیزی یادم آمد!

دیشب بعد از اذان مغرب و عشا در در پیاده رو یکی از خیابانهای شهر مان می رفتم و داشتم به مردمی که کیپ هم راه می سپردند فکر می کردم که اکثرشان پسران و دختران جوان بودند که باقتضای جوانی رفتار های دور از نزاکت از آنها سر می زد و دختر ها و خانمهای جوانی که پوشش مناسبی نداشتند. رسیدم به مغازه یکی از آشناها و از آنجا دوستی بیرون می آمد و سلام کردم و لحظاتی ایستادیم تا حال هم را بپرسیم. ایشان گفت: فلانی  زمونهئ عوض شده! سابق بر این هر کس خودش رو ملزم کرده بود در خیابان سر بزیر باشد و محرم و نامحرم را رعایت کند اما حالا دوره ای شده که وقتی مادری با دختر خودش بیرون می ایند، مادر به دختر می گوید: دخترم اگر یک وقتی دستی بهت خورد، مبادا اعتراض بکنی سرت را بانداز زیر و دور شو! این چیزها دیگر عادی شده!

مطلبی دیگر

دوستی می گفت: حیا چیز خوبی است! اگر کسی حیا داشته باشد همه چیز دارد! اگر کسی حیا داشته باشد، دین دارد و اخلاق دارد... آدم با حیا هر کاری بکند ملاحظه می کند آیا آن کار باعث ریختن آبرویش می شود یا نه. اگر حیا داشته باشد و کاری که او را رسوا می کند حیا مانعش خواهد شد!

اگر حیا داشته باشد، نمی آید  بعد از اینکه پستی را خواند، چند تا فحش و بد بیراه بنویسد و برود!

 

چند حدیث

قالَ رَسُولُ اللهِ - صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِه - :« لَو أمَرتُ أحَداً أن یَسجُدَ لأِحَدٍ لأَمَرتُ المَرأةَ أن تَسجُدَ لِزَوجِها.»[1]

پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله - فرمود:« اگر قرار بود دستور دهم کسی در برابر کسی سجده کند، به زن دستور می دادم تا برای شوهرش سجده کند.»

 

قال الامام الباقر - عَلَیْهِ السَّلامُ - :« لاشَفیعَ لِلمَرأَةِ أنجَحُ عِندَ رَبِّها مِن رِضا زَوجِها.[2] »

امام باقر - علیه السلام - فرمود: برای زن نزد پروردگارش، هیچ شفیعی کارسازتر از رضایت شوهرش نیست.

 

قال الامام الصادق - عَلَیْهِ السَّلامُ - :« لاغِنی بِالزَّوجَةِ فیما بَینَها و بَینَ زَوجِها المُرافِقِ لَها عَن ثَلاثِ خِصالٍ و هُنَّ: صِیانَةُ نَفسِها عَن کلِّ دَنَسٍ حَتّی یَطمَئِنَّ قَلبُهُ إلَی الثِّقَةِ بِها فی حالِ المَحبوبِ والمَکروهِ ...[3] »

امام صادق - علیه السلام - فرمود: زن در رابطه به شوهر سازگار خود از رعایت سه خصلت بی نیاز نیست: حفظ کردن خود از هر گناه و آلودگی تا شوهرش در هر حال، خوشایند یا ناخوشایند، در دل به او اطمینان داشته باشد؛ مراقبت از او و زندگی اش تا شوهرش در صورتی که لغزشی از او سرزند با او مهربانی کند و اظهار عشق به او با عشوه و دلبری و ظاهر مناسب و خوشایند در نظر او.

قال رسول الله - صلی الله علیه و آله - :« ویل لامرأة أغضبت زوجها، و طوبی لامرأة رضی عنها زوجها.[4]»

 


[1] . «بحار الأنوار، ج 103، ص 246»

 

[2] . «میزان الحکمه، ح 7864»

[3] . «بحار الأنوار، ج 78، ص 237»

[4] . «بحار الأنوار، ج 103، ص 245»

 

/ 0 نظر / 20 بازدید