بعد از ظهر امروز

حدسم درست بود. همینکه نشستم، علیزاده علیزاده گفت: نگرانتون بودم! با خود می گفتم چرا فلانی کم کار شده و چرا دیگه پست جدید نمی ذاره؟!

گفتم حق با تو ست، چند وقت بود هم روحا و هم جسما ناراحت و ملول بودم! حوصله هیچ کاری را نداشتم. الان هم تتمه و رسوبات اون حال تو وجودمه. وقتی تو زنگ زدی بیش از چند دقیقه نبود که بیدار شده بودم. منتظر زنگ تو هم بودم که خبر آمدن کتاب آقای موسوی را بدی که از این بایت از شما ممنونم. آخه آقا موسوی خیلی بی تابی می کنند و گاهی مأیوس می شدند از بس طول کشیده!

کتاب را داد نگاه کنم و گفت: یه ایرادجزئی داره و میخواستم بر گردانم به چاپخانه..

انگاری یک کمی زیاد برش خورده بود و حاشیه کتاب خیلی به نوشته نزدیک بود. بعد گفت: زنگ زدم و بهشون گفتم مورد قبول من نیست و مؤلف هم اگر ایراد بگیرد حق دارد و قبول کردند مرتفع کنند!

کتاب بنظر من خوشگل شده بود!

اما ماجرای این قمه قَدَّره ها! اولا این ها آله قتاله نیستند و بکار صحافی میان و  و ابزار ساده ای هستند که قبلا ها از این ها در صحافی دستی استفاده می کردند. در تصویر زیر دو نوع چاقو می بینید که یکی در قدیم ازش مثل موکت بر امروزی  استفاده می کردند و از دیگری برای برش دادن چرم بوده. اون چاقوئی که کمر باریک داره را می بینین! ته تیغه اش یه خط طلائی بود و علیزاده نشانم داد و گفت: اون خط رو می بینی!؟

گفتم: برای چیه؟

- اون خط معنیش اینه که این چاقو خون ندیده!

- چه خوب!

 

این وسیله هم اسمش رو نمی دونم و لی برای درست کردن عطف کتاب بوده در سابق! خیلی هم قدیمیه.

اینم یه دستگاه پرس قدیمی است. علی زاده اینا رو خریده اخیرا که خودش تو خونش کتاباشو مرمت کنه!

این یکی هم زر است. همان زری که امروزه روی جلد کتاب ها را زر کوب می کنند!

این هم وسیله ای است که میشه باهاش اسم کتاب را روش باهمان زر نوشت! علیزاده قول داد یکی هم برای من تهیه کنه! پولش رو قول دادم بدم. مجانی نمیخوام. می دونم بد قولی نمی کنه چون به خوش قول بودنم ایمان داره آخه اون پولی که دستی ازش گرفته بودم زودی بهش بر گرداندمنیشخند

و این صفحه ای است از کتاب شرح دیوان حافظ بزبان ترکی استانبلی! مال اون زمانهایی است که هنوز در ترکیه از الفبای عربی استفاده می کردند. مؤلفش قونوی است! می گفت این کتاب اصلا پیدا نمیشه و لنگه اش نیست منحصر بفرد است. من می دانم علیزاده اصلا اهل دروغ نیست و برای خودش مرام و مسلک داره!

بعد رفتیم و در نماز آقا موسوی شرکت کردیم و با دادن جلدی از کتابش، خوشحالش نمودیم!

 

/ 1 نظر / 25 بازدید
رند

با سلام و عرض ادب .استاد ارجمند من توضیح دادم که کتاب چاپ سربی هست و بسیار نادر و کمیاب است .با این توضیح مشخص است که منحصر بفرد نمی باشد لطفا اصلاح بفرمایید که خوانندگان محترم و فاضل دچار اشتباه نشوند. ارادتمند