چکاو بلند پرواز soaring skylark;

این وبلاگ بیشتر به مسائل اعتقادی ،اخلاقی و خاطرات روزانه و مسائل ادبی و هنری می پردازد ولاغیر !تذکر:نظرات بدون اسم و آدرس ممکن است تائید نشود. مطلب دیگر این است که من بیش از یک ساعت برای مطالب وبلاگم وقت صرف نمی کنم و اشتباهات دستوری و اغلاط املائی ناشی از این موضوع است. من در اینجا اگر جدی نبوده ام نه اینکه نمی خواهم جدی باشم، اشتغالات و گرفتاریها مانع از آن است که بیشتر وقت برای پرباری مطالب بگذارم.

هوا ابری بود و دم غروب.

هوا ابری بود و دم غروب. 

 

................... هوا ابریه. میخواد بباره. زمستون امسال خیلی بارند گی کم بود، اما خبر گفته هوا تو این دو سه روزه سرد میشه.

 بعد از ظهر بارش برف شروع شد. دانه های درشت برف خیلی زود همه جا رو سفید کرد. بعد از ظهر شب جمعه سنگ هم از آسمون بباره، تو خونه بند نمی تونیم  بشیم. میریم زیارت اهل قبور.

انقدر باریده بود که ماشین مثل موش آب کشیده بشه و برف رو از شیشه با دست پاک کردیم...

راه افتادیم زیر برف و رفتیم بناب. آروم رفتیم.  دوهفته پیش، قبل قبرستون از درختای میوه که به گل نشسته بودند عکس اندا ختیم، امروز درست موقعی که از همون محل عبور می کردیم، دیدیم همون درختا زیر باز سنگین برف قدشون خم شده! باز عکس گرفتم. اما هر دو بار هوا ابری بود و دم غروب.  

 

             

           دو هفته قبل                         امروز٢٧/١٢/٨٨

 

هردو با دوربین ضعیف گرفته شده است


 

  
نویسنده : احمد سلطانپور ; ساعت ۱:٥٩ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/۱٢/٢۸
تگ ها :