چکاو بلند پرواز soaring skylark;

این وبلاگ بیشتر به مسائل اعتقادی ،اخلاقی و خاطرات روزانه و مسائل ادبی و هنری می پردازد ولاغیر !تذکر:نظرات بدون اسم و آدرس ممکن است تائید نشود. مطلب دیگر این است که من بیش از یک ساعت برای مطالب وبلاگم وقت صرف نمی کنم و اشتباهات دستوری و اغلاط املائی ناشی از این موضوع است. من در اینجا اگر جدی نبوده ام نه اینکه نمی خواهم جدی باشم، اشتغالات و گرفتاریها مانع از آن است که بیشتر وقت برای پرباری مطالب بگذارم.

هان چه آوردی برادر هیچ با!

هان چه آوردی برادر، هیچ با! (١)

نویسنده: ف- ر

شب / خارجی / بازار جن

وسط بازار پسر نوجوانی در میان غرفه هائی که با داربست درست شده و با نایلون سقفشان را پوشانده اند بدون توجه به عبور و مرور و شلوغی، با مبایل خود موقعیت خود را چنین گزارش می کند:

نوجوان: تو بازار جنّم... الان میام!

 


با اینکه هوا تاریک شده، جمعیت باز دید کننده زیاد است وزن و مرد در هم می لولند. سرو صدای بسیاری از فروشندگان به خواندن مشتری بلند است.

- بدو بدو ارزوشد...

برخی بلند گوی دستی هم برای جلب مشتری بکار می برند. مخصوصا وانتی ها که میوه و تره بار عرضه می کنند.

- ارزون شد!!!!! سه کیلو هزار تومن... بدو که رفتم.

برخی غرفه ها مشتری ندارد: مثل آجیلی ها و بازار چونه زنی گرم است. شاید برخی آخر سر هیچ با بخرند. بقول مولانا: هان چه آوردی برادر، هیچ با! 

.....

چند سالیه ازیکی دو هفته مانده به عید نوروز، برای اینکه شهر داری جلو بلبشوئی وبی نظمی و شلوغی گرفته بشود،  برای دست فروشها جا و مکان مناسبی ازمنظر خود ترتیب میدهد تا با جمع کردن  دست آنان در یک جا ی مشخص شاید بتواند از راه بندان خیابانها و سد شدن راه عبور مردم در خیابانهای  تنگ و باریک  شهر قدیمی یا از بین ببرود یا مقداری بکاهد. اما این امر معمولا با ناکامی مواجه بوده و در تمامی پیاده روهای خیابانهای پر رفت آمد  باز شاهد بساطی های بیشماری هستیم.

نویسنده به هیچ وجه در صدد آن نیست که با دید یکطرف قضیه و یا بقول معروف نصف خالی لیوان، ویا خدای ناکرده موی دماغ ومزاحم دانستن کاسبهای دوره گرد و بساطیها به آنان بی حرمتی روا دارد.

از آن گذشته هیچ هم در صدد این نیست که خود را بافضل و دانش جلوه داد و برای معضل فقروتبعات جانبی آن مثل دست فروشی پرداخته و در مسائل شهری دخالت نماید ویا مدعی است که راه کاری می داند.

اصلا این موضوعات را اهل علم و اطلاع، آنان که استخوان خرد نموده اندباید برسی کنند و مسئولین امر نیز برای سامان دادن به امور و رفع مشکلات، آستین ها را بالا بزنند....

 بازار جن ( خود بخود این عنوان بر روی  بازار آمده است) امسال  در مصلی برپا شده است. غرفه ها متصل به هم درست کرده اند،  فقط با نایلون و برزنت از هم جدا شده اند. در این بازار  اجناس ارزان قیمتی که گاه گران فروخته می شود، اسباب بازی... آجیل، کفش، گل و غیره و غیره  به معرض فروش گذاشته شده است.

چند سال قبل بازار دم عید، در  فلکه المهدی تشکیل می شد.  بعدا  به کنار شهر بازی سابق و پارک بازنشتگان فعلی کشیده شد. شهر داری هم به آن حوالی نقل مکان کرد و حالا بخاطر وجود ادارات ارشاد اسلامی و شهرداری..... یکی از خیابانهای مهم شده است.  امسال حتما بدلایل بسیاری، مصلی در نطر گرفته شده. این محل قبلا قبرستان بوده و الان گاهگداری کارهای این قبیلی و نمایشگاههای فصلی در آنجا برپا می شود.

برخی که از این بازار دیدن کرده اند چنین می گویند:

الحق که بازار جنه! جنس خوب کم یا خیلی گرون است.

 یکی از غرفه دارها: شهرداری هر غرفه را بمبلغ پنجاه هزار تومان به مدت یک ماه کرایه داده، اما بیش از پانزده روز نمی تونیم باشیم. باید قبل از عید پوست پلنگمان را جمع کنیم!

...

 راستی، به خاطر در آمد این قبیل اشتغالات است که خیل عظیم مردم اعم از پیر و جوان به آن روی می آورند و یا مجبورند برای چندر غاز بیست و چهار ساعته در این ایام دور از خانواده باشند تا نان بخور و نمیری به چنگ آورند؟

ظاهرا بازاریان نیز به این قبیل اقدامات معترضند! میگویند از اول سال در بازار هستیم، چیزی نیست، امید واریم مثلا دم عید فروش خواهیم کرد، اما با تشکیل چنین بازار ها فروشمان کم میشود. ما هم بد بختی دارم و گرفتاریم.

                                                                           ف.ر

  -------------

١- هیچ با: مقابل شوربا که نوعی غذاست.

  
نویسنده : احمد سلطانپور ; ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸۸/۱٢/٢٢
تگ ها :