چکاو بلند پرواز soaring skylark;

این وبلاگ بیشتر به مسائل اعتقادی ،اخلاقی و خاطرات روزانه و مسائل ادبی و هنری می پردازد ولاغیر !تذکر:نظرات بدون اسم و آدرس ممکن است تائید نشود. مطلب دیگر این است که من بیش از یک ساعت برای مطالب وبلاگم وقت صرف نمی کنم و اشتباهات دستوری و اغلاط املائی ناشی از این موضوع است. من در اینجا اگر جدی نبوده ام نه اینکه نمی خواهم جدی باشم، اشتغالات و گرفتاریها مانع از آن است که بیشتر وقت برای پرباری مطالب بگذارم.

مسجد امام ره (بازارسابق)، عزاداری و سخنرانی/خاطره

مسجد امام ره (بازارسابق)، عزاداری و سخنرانی

مسجدامام خمینی ره( بازارسابق) که گفته اند  در زیر محرابش مادر حضرت نوح دفن گردیده ، امروز بسیار شلوغ بود. چون قبلا اعلان کرده بود بدعوت هیئت رزمندگان حاج آقا میر تاج الدینی(1)  (معاون پارلمانی ریاست محترم جمهوری) ، بمناسبت شهادت امام رضا علیه السلام سخنرانی خواهند کرد...

طومار عریض و طویلی در کنار در ورودی مسجد آویخته و هرکس دوست داشت امضامی نمود.

روز نامه نگار باسابقه ی مرندی ،  بعد از سلام و علیک گفت: فلانی امضا نمی کنی؟

گفتم: آخرنمی شود خوندش، درباره چیه؟ ... چه میخواهند؟

گفت: درباره فرمانداری ویژه شدن مرنده... امضاش کن.

گفتم: انشا الله بعدا.

گفت: بَده مردم میبینند که تو امضا نکردی!...

رفتم داخل مسجد. یکی دیگر از روزنامه نگار ها گفت: فلانی اصلا جا نیست!

گفتم: انشا الله یک جائی پیدا می شود...  

مسئولین و علما در شاهنشینِ(2) اول تنگ هم نشسته بودند. الحمد لله برای ما هم جا پیدا شد. البته نگفتم پرویز هم مرا هم راهی میکرد. چون می دانست که شاید نتواند همه جا کنارم باشد داخل مسجد نیامد. بیرون مسجد منتظرم ماند. خوب کاری کرد...

بعد ازعزاداری وذکر مصائب حاج ابراهیم کاظمی ،  حاج آقا میر تاج الدینی منبر رفتند. بسیار سلیس وگیراو شمرده صحبت می کردند. حدیث ذهبیه امام رضا را عنوان کردند و خیلی عالی توضیح دادند...

بعد از سخنرانی برای رفع خستگی کنار منبر نشستند. اما مردم دورش را  گرفتند وازدحام شد. هرکس چیزی می گفت و خواسته ای داشت. با حوصله گوش دادند...

بعد از مسجد در حالیکه مؤمنین احاطه اش کرده بودند بیرون آمدند. در میان ازدحام مردم طومار را امضا کردند.  بعدا درست بغل امضای ایشان منهم امضای کت و کلفتی نهادم.

(1) (کرامتی از پدر سید میر تاج الدینی)   جناب آقای رضوانی هم در شاهنشین مسجد حضور داشتند. مردی که آواخر منبر سید آمد، جا پیدا شد و درست روبرویآقای فرماندارمحترم جلوس کرد.  بعد از چند لحظه خم شد و از من سئوال کرد: آقا میر تاج الدینی هستنند؟  بعد از اینکه جواب مثبت از من شنید، بطرف فرماندار خم شد و گفت: پدر این سید بسیار بزرگوار و متقی بود. روزی در باغ(مزرعه) خودش در روستای ایری  می بیند، آب - نوبت کس دیگر بود-  بی موقع میخواهد وارد زمینش شود. با نگرانی عمامه اش را بر می دارد و رو به آب با  سادگی و پاکی که داشت گفت: کجا!؟ برگرگرد!  علف این باغچه را گوسفند های من میخورند...

ناگهان آب راهش را کج کرد و بطرف دیگر جریان یافت. من سئوال کردم: این قضیه حتما اتفاق افتاده؟ گفت من در کنارش بودم!

(2) شاه نشین . [ ن ِ ] (اِ مرکب ) پیشگاه . صدر. هر قسمت برتر از قسمتهای دیگر تالار یا اطاق که تخصیص به

بزرگان داشته باشد و آن جایی است چون محراب که در قسمت صدر اطاق سازند چنانکه در حمام نیز باشد. قسمت پیش تالار که زمین آن بلندتر از زمین قسمتهای دیگر است و صدر همان است . (از فرهنگ نظام ). || رواق و ایوانی برجسته تر از سطح کوشک و قصر که شخص پادشاه در آنجا جلوس میکند. (ناظم الاطباء). محلی از عمارات که شاه در آن نشیند. (انجمن آرا). شاهنیشین معرب کلمه است . (دزی ج 1 ص 717). محل نشستن پادشاهان . (از برهان ) (فرهنگ نظام ). نشستنگاه پادشاه و کرسی پادشاه . (انجمن آرا) (ناظم الاطباء) :

شاهنشین چشم من تکیه گه خیال تست

جای شه است چشم من بی تو مباد جای تو.

کمر خدمت دل باز نخواهی کردن

گر بدانی که در این شاه نشین میباشد. (حافظ)

******

امروز سوم اسفند 88 ، نشریه امتیاز(ویژه مرند) بدستم رسید و عکس های طوماری که در بالا صحبت آن شد، تکه تکه در آن چاپ شده است، من هم برای اینکه این بخش تکمیل بشود، آن تصاویر را هرچند ناقص بریدم و چسباندم اینجا!

  
نویسنده : احمد سلطانپور ; ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/۱۱/٢٦
تگ ها :