چکاو بلند پرواز soaring skylark;

این وبلاگ بیشتر به مسائل اعتقادی ،اخلاقی و خاطرات روزانه و مسائل ادبی و هنری می پردازد ولاغیر !تذکر:نظرات بدون اسم و آدرس ممکن است تائید نشود. مطلب دیگر این است که من بیش از یک ساعت برای مطالب وبلاگم وقت صرف نمی کنم و اشتباهات دستوری و اغلاط املائی ناشی از این موضوع است. من در اینجا اگر جدی نبوده ام نه اینکه نمی خواهم جدی باشم، اشتغالات و گرفتاریها مانع از آن است که بیشتر وقت برای پرباری مطالب بگذارم.

فقط گوش بودم و می شنیدم!

فقط گوش بودم و می شنیدم

بعداز اینکه سیل راهپیمایان با شعار های کوبنده از مرکز شهر حرکت کردند و از میدان رفیع آباد به خیابان شهداواز آنجا  نیزگذشته واز خیابان سردار ملی دوباره به مرکز شهر آمدند، ساعت تقریبا از یازده گذشته بود...

حالا رضوانی در جایگاه مشغول شعار دادن بود مردم تکرار می کردند، لابد اگر تا آخر می ایستادم قرائت قطع نامه هم توسط ایشان انجام میشد. هوا آفتابی و خوب بود.  اقشار مختلف در کنار هم همدل و همزبان شعار می دادند. اعلام شد بعد از قرائت قران عزاداری خواهد بود ...

مهندس مصطفوی را دیدم. بعد از سلام علیک و احوال پرسی گفت: میرم دفتر، شرمنده ام که آن روز(یک ماه قبل) نتونستم زیاد راهنمائی کنم . راه آسانی برای قرار دادن عکس در وبلاگ آموخته ام میخوام ببینی.

باهم یواش یواش راه افتادیم و بعد از چنددقیقه در دفتر مهندس مصطفوی بودیم. چقدر مشتاق بود کمک کند!...

برای امتحان عکس دخترش زهرا خانم را آپلود کرد. ازش خواستم در وبلاگ من بگذارد ولی موفق نشدیم و در وبلاگ خودش قرار داد...

خیلی باهم حرف زدیم. از گذشته از اینکه معمولا بعضی امور نو پیدائی مثل وبلاگ نویسی که عده ای خزده می گیرند و... اما گفت اینها اموری است که معنا به زندگی می دهند. نباید انسان در کاری که می کند منتظر باشد که دیگران به به احسنت و آفرین  بگویند، کارهای بزرگی که در درنیا انجام شده معمولا خیلی ها  از روی حسادت و بد خواهی و دواعی دیگر یا نگذاشته اند و یا هو کرده اند. آدم نباید جا بزند و میدان را خالی کند!...

خلاصه خیلی حرف زدیم. از افکار و عقایدش خوشم آمد. آنقدر خوب حرف می زد که آدم پر حرفی مثل من، فقط گوش بودم و می شنیدم.

 

 

 

این هم عکس زهرا خانم در کنار تندیس عقاب در پارک ورودی جلفا.

 

 ****

 

 اما در باره تصویر فوق:

این عکس یادگار روزهای انقلاب و تظاهرات سال ۵٧ می باشد. اکثر کسانی که چهره شان واضح دیده می شود ساکن محله قدیمی چهل گز بودند که الان خیلی هاشان یا قوت شده اند ویا در جاهای دیگر بسر می برند.

از جمله اشخاصی که در این عکس دیده می شود می توان به شهید بهادر... واز جوانان آن دوره عزیز علی عبدی/ محرم زالی/ صادق.../ مجید عمارت پرداز/ حاج محمود مرتضی وند/ قلی ولی پور/ رضا رضائی... دوستان میگویند حقیر هم در بینشان هستم ولی هیچ کدام را شبیه خود نیافتم!

  
نویسنده : احمد سلطانپور ; ساعت ٢:٠٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۸/۱۱/٢٢
تگ ها :