چکاو بلند پرواز soaring skylark;

این وبلاگ بیشتر به مسائل اعتقادی ،اخلاقی و خاطرات روزانه و مسائل ادبی و هنری می پردازد ولاغیر !تذکر:نظرات بدون اسم و آدرس ممکن است تائید نشود. مطلب دیگر این است که من بیش از یک ساعت برای مطالب وبلاگم وقت صرف نمی کنم و اشتباهات دستوری و اغلاط املائی ناشی از این موضوع است. من در اینجا اگر جدی نبوده ام نه اینکه نمی خواهم جدی باشم، اشتغالات و گرفتاریها مانع از آن است که بیشتر وقت برای پرباری مطالب بگذارم.

برو اندر جهان تفرج کن!

باز دوست قدیمی و صاحب قلم ما، استاد اوتادی زنگ زد و ٢5 دقیقه با هم حرف زدیم. قبلا گفتم که ایشان معلم بازنشسته ای است که از مرند رفتندو الان در پردیس کرج اند. خیلی اهل مطالعه کتاب است و باز مژده  اتمام کتاب دیگری را دادند که بزودی زود بانام« مقالات و سفرهای اوتادی» چاپ می شود. در این باره توضیح داد و گفت فلانی بعد از بازنشستگی سفر های دور و نزدیک فراوانی کرده ام. به این قول سعدی عمل نموده ام که گفته:

برو اندر جهان تفرج کن پیش از آنـــکه از جهان بروی

تا به دکان و خانه در گروی هرگز ای خام آدمی نشوی!

بعد بحث بر سر این شدکه آیا گروی بضم راء بمعنی وابسته بودن درست است یا بفتح آن بمعنی گرایش داشتن؟ قرار شد به شرح سودی سایر کتابها مراجعه کنیم. البته من معنی اول را بیشتر  احتمال می دهم ومی پسندم ...

باز هم در مورد کتاب قبلی شان حرف زد و سفارش نمودچند تائی تهیه کنم و به دوستانی که نام بردند هدیه کنم.

*از کریم ... گله کرد و گفت که ایشان در نمایشگاه کتاب تهران  کتاب به او داده است و بعد از گذشت دو سال هیچ عطسه و سرفه نمی کند، انگار نه انگار مالی پیشش دارد!

 گفتم: احتمالا ایشان را در آینده نزدیک ببینم و حتما گوشزد می کنم.

گفت: از قول من به ایشان بگو دنیا محل حوادث است! نباید حق دیگران را حبس کنیم!... راستی شما در جلسات خودتا حتما در باره حق الناس حرف بزنید. باید مدام مستمعین در باره حق الناس آیه وروایت بشنوند و بدانند که خدا از حق الناس نمی گذرد! بعضی ها اصلا توجه ندارند، حرام و حلال را رعایت نمی کنند.

گفتم: موضوع مهمی است. یک نفر خدمت امام صادق رسید و عرض کرد آقا جان ! من اعمال زیادی ندارم و فقط واجبات را بجا می آورم و از محرمات دوری می کنم. امام فرمودند: خدا از تو بیش از این نخواسته است.

* خیلی حرف زدیم، در آخر گفتم: جات خالی با فلان و فلان بعد از غروب رفتیم و هم گشتیم و هم ورزش کردیم...

 

  
نویسنده : احمد سلطانپور ; ساعت ٩:٥٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸۸/۱۱/۳
تگ ها :