چکاو بلند پرواز soaring skylark;

این وبلاگ بیشتر به مسائل اعتقادی ،اخلاقی و خاطرات روزانه و مسائل ادبی و هنری می پردازد ولاغیر !تذکر:نظرات بدون اسم و آدرس ممکن است تائید نشود. مطلب دیگر این است که من بیش از یک ساعت برای مطالب وبلاگم وقت صرف نمی کنم و اشتباهات دستوری و اغلاط املائی ناشی از این موضوع است. من در اینجا اگر جدی نبوده ام نه اینکه نمی خواهم جدی باشم، اشتغالات و گرفتاریها مانع از آن است که بیشتر وقت برای پرباری مطالب بگذارم.

خطورات/ تخیلات / وسوسه ها.... چکیده 11

خطورات، تخیلات و وسوسه ها

تخیل، توهم‌ و وسوسه‌، ‌ برای‌ همه‌ هست‌، علامه‌ طباطبایی‌ می فرماید: یکی‌ از بزرگان‌ درس‌ به‌ مرحوم‌ آقای‌ قاضی‌ گفت‌ که‌ این‌ خطورات‌ مراکشته‌ است‌ هر چه‌ می‌خواهم‌ جلو آن‌ را بگیرم‌ نمی‌شود چه‌ بکنم.‌ ‌ مرحوم‌ آقای‌ قاضی‌ گفتند: « بله‌ نمی‌شود، خدا باید عنایت‌ بکند والا انسان اگر‌ به‌ مقام‌ تجلیه‌ هم‌ برسد، همین‌ خطورات‌ هست.»

اصلا ممکن‌ به‌ مقام‌ لقاء به‌ مقام‌ فناء هم برسد، این‌ خطورات‌ وسوسه‌ها و تخیل‌ ها‌ باشد.

 خطورات‌، منقسم‌ می‌شود به‌ اقسامی.‌ یک‌ قسم‌ مربوط‌ به‌ گناه‌ است. مثلا به‌ ذهنتان‌ بیاید غیبت‌ بکنید، یا آبروی‌ کسی‌ را ببرید.  صدی‌ نود و نه‌ مردم‌ نمی‌توانند جلو آنر ا بگیرند. این را خدا لطف‌ کرده‌ و‌ بخشیده‌ است‌ و الاگناه‌ است‌ «ان‌ تبدوا ما فی‌ انفسکم‌ او تخفوه‌ یحاسبکم‌ به‌ الله فیغفر لمن‌ یشاء و یعذب‌ من‌ یشاء» معلوم‌ می‌شود گناه‌ است،‌ اما در روایات‌ هست که‌ ، توهمی‌ تخیّلی‌، وسوسه‌ای آمد‌، آن‌ دو ملکی‌ که‌ موکل‌ هستند متوجه‌ نمی ش.ند و این‌ از الطاف‌ بزرگ‌ خداست‌!

‌ در دعای‌ کمیل‌ هم‌ می‌گوید خدایا بیامروز «حتی‌ ما خفی‌ عنهم‌(دو ملک‌ موکل)» معلوم‌ می‌شود  آن دو ملک متوجه‌ نمی‌شود، لذا اگر جامعه‌ عمل‌ به‌ آن‌ نپوشانیم(بهفعل در نیاوریم)‌ خدا می‌آمرزد.

اما باید توجه‌ کنیم‌ که‌ بالاخره‌ به‌ قول‌ حضرت‌ عیسی ع،‌ کار خودش‌ را می‌کند حضرت‌ عیسی‌ ع  به‌ حواریون‌ ‌گفت‌:« حضرت‌ موسی‌ ع می‌گفت‌ گناه‌ نکیند، من‌ می‌گویم‌ تصور گناه‌ هم نکنید!» بعد می‌فرمود:« اگر ‌در یک‌ اتاقی آتش باشد،‌ مسلم‌ ‌ دود ش به‌ این‌ اتاق‌ ضرر می‌زند اگر خانه نسوزد، ‌ در ودیوار اتاق را سیاه‌ می‌کند»

 خطورات‌ گناه‌ دل‌ را سیاه‌ می‌کند و سیر وسلوک‌ را از انسان‌ می‌گیرد. آن‌ دلی‌ که‌ کدورت‌ داشته‌ باشد دلی‌ که‌ قساوت‌ داشته‌ باشد، این‌ دل‌ نمیتواند جلو برود، فلذا این‌ خطورات‌ هرچند از نظر فقهی‌ آمرزیده‌ است‌، اما زا نظر اخلاقی‌ کار خودش‌ را می‌کند.

در قران کریم یک‌ مصداق‌ نشان‌ می‌دهد. چرا حضرت‌ آم‌ سقوط‌ کرد: وسوسه‌ها، خطورات‌ تخیل‌ها بالاخره‌ رساند به‌ آنجا گناه‌ (ترک‌ اولایی)کرد. قرآن‌ می‌فرماید: «فوسوس‌ لهم‌ الشیطان‌»

مرحوم‌ آمیرزا غلامرضای‌ یزدی‌ گفته‌ بود :«‌ همه‌ شما شیطان‌ دارید من‌ هم‌ شیطان‌ دارم‌، اما شیطان‌ من‌ ملاشیطان‌ است‌، برای‌ اینکه‌ شیطان‌ ملاغلامرضاست‌.»

قرآن‌ روی‌ این‌ وسوسه‌ شیطان‌ برای‌ آدم‌ پافشاری‌ دارد که‌ این‌ وسوسه‌ آدم‌ را به‌ کجا رساند.گناه نبود، یک امرارشادی‌ بود نمی‌شود که‌ بگوئیم‌ معصوم‌ گناه‌ کرد . حالا چه‌ کرده‌ قرآ می‌گوید:«فوسوس‌ لهم‌ الشیطان‌» ‌ می‌فرماید: اول‌ مصیبتش‌ این‌ است‌ که‌ عورتینش‌ پیدا شد، این‌ عورتین‌ معنایش‌ چیست‌؟ روایت‌ می‌گوید: یعنی‌ لباسها ریخت‌ «فوری‌ عنهما سؤتهما» یعنی‌ لباسها ریخت‌ عورتین‌ پیداشد، ظاهراً  معنایش‌ این ‌باشد که آبرویش‌ پیش‌ عالم‌ ملکوت‌ رفت‌،

آقای داماد(یکی ازعلما) یک‌ دفعه‌ مثل‌ باران‌ گریه‌ ‌کرد، گفت:«‌ که‌ نمی‌ دانید این‌ خطورات‌ چیست‌ شیطان‌ می‌آید پیش‌ من‌، می‌گوید تو یک‌ مرجعی‌، رئیس‌ عالم‌ اسلامی‌، هر کسی‌ ترویج‌ تو را بکند باید پولش‌ بدهی‌، باید ترویجش‌ بکنی‌، برای‌ اینکه‌ ترویج تو ترویج‌ اسلام‌ است،‌ هر کس‌ هم‌ که‌ تخریب‌ تو را بکند، ولو اینکه‌ بتوانی‌ بکشی‌، بکشش‌ چون‌ که‌ تخریب‌ اسلام‌ است‌، بیت‌ المال‌ را می‌دهد به‌ افرادی‌ که‌ تعریفش‌ را می‌کنند، خوب زنده‌ باد، مرده‌ باد ‌ می‌توانند بگویند!

  
نویسنده : احمد سلطانپور ; ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/۱٠/۳٠
تگ ها :