چکاو بلند پرواز soaring skylark;

این وبلاگ بیشتر به مسائل اعتقادی ،اخلاقی و خاطرات روزانه و مسائل ادبی و هنری می پردازد ولاغیر !تذکر:نظرات بدون اسم و آدرس ممکن است تائید نشود. مطلب دیگر این است که من بیش از یک ساعت برای مطالب وبلاگم وقت صرف نمی کنم و اشتباهات دستوری و اغلاط املائی ناشی از این موضوع است. من در اینجا اگر جدی نبوده ام نه اینکه نمی خواهم جدی باشم، اشتغالات و گرفتاریها مانع از آن است که بیشتر وقت برای پرباری مطالب بگذارم.

مثل بجه آدم

مثل بچه آدم ...

به پور زینال گفتم امشب حتما سری به وبلاگ من بزن تا ببینی در مورد نشریه چه نوشته ام. نشریه «جماعت» را می گویم که سالی فقط یک شماره از آن منتشر می شود. هر سال نزدیک محرم که می شود به فکر نشریه هم می افتیم، منتهی تا یکی دو روز مانده به برگزاری همایش، اصلا جدی گرفته نمی شود ولی همینکه  برگزاری همایش قطعی شد، همه به تکا پو می افتند و هرکس نظری می دهد و باهیجان در باره اش حرف می زنند، ولی کمتر وارد میدان عمل می شویم. ...

تقریبا پنج سال پیش اولین شماره  نشریه داخلی جماعت را به تنهائی کار کردم.  وقتی برای برسی آنرا به رئیس اداره وقت دادم، تشویقم کرد، راهنمائی لازم را کرد و من با دلگرمی بیشتری به کار چسبیدم.

یادم است که  در اندازه کوچ و در 16 صفحه  و سیاه سفیدکار کرده بودم.  روی جلدش منظره ای از زمستان بود و پشت جلدش هم طرح کاردکی  نیزاری بود از هنرمندی بنام موسی خانی که حال و هوای میدان کربلا را تداعی می کرد.

داخل نشریه مصاحبه رئیس اداره بود و داستانی بود که نویسنده اش خودم بودم وشعری ...

سال بعد از مدیر مسئول یکی از نشریات دارای مجوز اجازه گرفتیم که از لگوی نشریه شان استفاده کنیم. بالاخره اجازه داد و در اندازه بزرگتر منتشر نمودیم  و ضمن اینکه در میان مدعوین همایش توزیع شد، تعدادی نیز به روزنامه فروشی ها دادیم تا روی میز آنها هم باشد ولی بعد معلوممان شد که برخی از دوستان از ........ از روزنامه فروشی ها  بدون سئوال وجواب بخاطر اینکه ویژه نامه است  ونمی شود به تنهائی بفروششان رساند، جمع کرده اند.

سال بعد باز نزدیک محرم به صرافت افتادیم با دادن دست در دست هم، راهی را که در پیش گرفته بودیم ادامه دهیم...

تا اینکه امسال آقایان پور زینال و دوستان  همه کار ها را کرده بودند و چند صفحه آوردند ظاهر رنگ و لعاب عالی ای داشت،  قرار شد برای همایش آماده شود....

الان که من مشغول تایپ این مطالب هستم، پور زینال ودوستان، مثل بچه آدم در زیر زمین عکاسی نشسته اند و منتظرند صفحات نشریه که در حال خارج شدن از دستگاه است، تمام شود تا  فردا سر شکسته و شرمنده  نشوند . خدا قوت !!!!

 

 

 

 

مطلب زیر از نشریه جماعت دوسال قبل  نقل می شود

فراموشتان نمی کنیم!

بسم الله الرحمن الرحیم

همه ساله با آمدن ماه حزن و اندوه، ماه خون وماه شمشیر های آخته برای احیای دین محمدی در صحرای سوزان کربلا، بیاد آنروزها وبیاد لبان تشنه سید شهیدان و اطفال وزنانیکه به اسارت رفتند،  مردم عزاداری می کنند واصلا جائی در کشور پهناور اسلامی نیست که بر فراز مساجد وحسینیه ها و حتی بر در خانه ها پرچم سیاه به اهتزاز در نیاید،  صدا ونوای یاحسین و یا ابوالفضل(ع) از هر کوی وبرزنی گوش ملکوتیان را می نوازد. بازار نذر ونیاز گرم می شود! چه بگویم که تو خود بارها شاهد بیش ازآنچه من یارای بیان آن نیستم، بچشم دیده ای! خدای اجرت دهاد!

اما ای عزیز! فراموش نکنیم که امام برای احیای دین و امر به معروف قیام کرد که انی لم اخرج اشرا ولا بطرا ولا مفسدا ارید ان آمر بالمعروف وانهی عن المنکر... من در قیام خود قصدی جز این ندارم که امر به معروف کنم ونهی از منکر نمایم.

علما، خطبا وحتی مداحان  این مهم را جدی می گیرند!

 عزاداری سید وسالار شهیدان که آنهمه از زبان ائمه طاهرین علیهم السلام بر آن تاکید شده است وکار صوابی است وبر آن ثوابهائی بر شمرده اند، بعد از فرائض است.

اگر کسی بنا به عذری یک روز در دهه محرم از رفتن به مسجد وحسینیه وجلساتی که نام حسین در آن ذکر می شود، باز ماند معاقب نخواهد بود، اما حتی اگر یک روز در طول عمرخود عمدا واجبات را ترک نماید، معاقب است:چرا نماز نخواندی؟ چرا روزه نگرفتی و...

عزاداری زمینه است برای شناختن حرام وحلال. بیاد بیاوریم که امام حسین زمانیکه در مقابل لشکر کوفه وشام، در واپسین ساعات، خطاب به گروه باغیه فرمود: چرا به حرفم گوش نمی دهید؟ چون ملئت بطونکم من الحرام! شکم هایتان از حرام پرشده است!

وعاظ با بیان احکام ومداحان ضمن مصائبی که میخوانند، در هیچ مورد از این غفلت نمی ورزند که با زبان مناسب گوشزد کنند که: هان! حسین خون خود را در راه خدا داد تا درخت دین آبیاری شود.

نسزد که غفلت ورزیم واحکام را نادیده بگیریم ومستحب را بر واجب مقدم داریم! در همایش هائی که سالهای قبل، قبل از دهه محرم بر گزار شده و امسال هم  بخواست خدا برگزار می گردد، راهکارهای لازم برای گریز و مصون ماندن از بعضی مواردی که خدای ناکرده منجر به کم شدن ثواب عزاداری می شود، ارائه شده است. مثل پخش صدای بلند گو ها از مساجد تا دیروقت که احیانا موجب سلب استراحت مردم میشود. از آن گذشته تا دیروقت عزاداری در صورتی که موجب قضای نماز شود چگونه است؟

دستجات «شاه حسین» معمولا دم غروب  تشکیل شده وتا پاسی از شب ادامه می یابد. شکل دیگری از عزا داری که بیشتر شکل حماسی دارد. خیلی پرشور برگزار میگرد و هر شهر ودیاری نیز بشیوه مخصوص خود دستجات «شاه حسین» را برپا می کنند، اما زمانی امام حسین(ع) از دوستارانش راضی خواهد بود که در نمازهای جماعتی که در مساجد برپاست شرکت جویند، ویا پسندیده این است که این نوع دسته جات از مسجد شروع شود...

وهمانطورر که میدانید، علم وتکنلوژی در دهه های اخیر سرعت شتابنده ای داشته و هر روز وهرساعت براین سرعت افزوده می شود، وباید هر آن منتظر بود که چه تحفه ای دیگر از راه می رسد!؟ اینترنت وسایر رسانه های جمعی که فراگیری سرسام آوری دارند، همه در خط احیاء فضائل که نیستند، باید مواظب بود و بهانه دست دشمن نداد. ای بسا یک اشتباه موجب شود ودشمن کاری را که از سوی متدینین مخلص که هیچ قصد وغرضی ندارند، دست آویز قرار دهد ودر بوق وکرنا بکند وآنها که دستشان کوتاه از رسیدن به حقیقت است، چنین پندارند که اسلام یعنی این...............................

                                                                                                                                                      سردبیر

  
نویسنده : احمد سلطانپور ; ساعت ۸:٤٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/٩/٢۳
تگ ها :