چکاو بلند پرواز soaring skylark;

این وبلاگ بیشتر به مسائل اعتقادی ،اخلاقی و خاطرات روزانه و مسائل ادبی و هنری می پردازد ولاغیر !تذکر:نظرات بدون اسم و آدرس ممکن است تائید نشود. مطلب دیگر این است که من بیش از یک ساعت برای مطالب وبلاگم وقت صرف نمی کنم و اشتباهات دستوری و اغلاط املائی ناشی از این موضوع است. من در اینجا اگر جدی نبوده ام نه اینکه نمی خواهم جدی باشم، اشتغالات و گرفتاریها مانع از آن است که بیشتر وقت برای پرباری مطالب بگذارم.

تبریک گفتند و شیرینی خواستند!

تبریک گفتند و شیرینی خواستند!

در پست قبلی گفتم بگو مگوی بسیار با  آقایان – حق یا ناحق- در کیوسک راهنمائی  داشتم، دوتا  جوان آنجا بودند و ساکت که قطعا برای آنها هم مشکلی از قبیل جریمه زیاد پیش آمده بود، ساکت نشسته بودند، آما جناب با تائید خواستن از آنها بحث و گفتگو جنجالی تر شد و آنها شاید بخاطر اینکه نظر مثبت رئیس را جلب کنند به دروغ شهادت دادند که این من بودم که بی احترامی کردم!  رو کردم به آن جوان گفتم: من چه گفتم یادت می آید؟...

هیچ جوابی نداشت اما آقای رئیس برای اینکه او را برای شهادت زور راغبتر کرده باشد گفت: می دانی ایشان کیه؟ گفتم: هرکی میخواهد باشد اهمیت ندارد و فعلا می بینم که دارند حق را زیر پاغ می گذارند و برای اینکه کارشان راه بیفتد دارند جانبداری می فرمایند!...

 با تاکسی به خانه برگشتم. پکر بودم و دوندگیها و گرما کلافه ام کرده بود. خانم گفتند: میخواستی خلاف نکنی؟

گفتم: گفتم درسته!

گفت حالا میحوای چکار کنی؟

-        هیچ! با خط یازده می روم این ور اون ور!... اصلا ما از اول ماشین نداشتیم ا! تمام شد!

در مرخصی بودم، کمی مطالعه کردم و...

کسی در زد و بعد صدایم زد: آقای...

همسایه دیوار به دیوار مان بود. گفت: ماشینت را بردند پارکینگ؟

گفتم: آره، ... بفرما!

سویچ ماشینش را آورد و گفت: بیا این سویچ ماسین من، من موتور رو میبرم و تا هر وقت لازم داشتی ماشین دست تو باشه.

ماشین او دستم بود و کارهای ضروریم را انجام دادم و به خودش برگرداندم. اما سایرین وقتی مرا پشت فرمان ماشین همسایه می دیدند، تبریک می گفتند و شیرینی می خواستند!!

***

هرکامنتی را تائید نخواهم کرد!

 گاهی کامنتها را  بعد از اینکه خواندم بلافاصله تائید می کنم و بعد دوباره مراجعه می کنم می بینم، ایداد بی داد! چقدر اشتباه کرده ام تائید کرده ام و از آن بدتر چقدر ساده بودم که در جواب نویسنده قربان صدقه هم رفته ام، غافل از اینکه  نویسنده کاملا قصد توهین داشته و با دادن کامنت دو پهلو، به ریشم هم خندیده. البته این کار را اکثرا افرادی که شناسائی آنها برایم مقداری سختی دارد، می کنند! ای کاش دوستان هم دقت کنند و هر کامنتی را تائید نکنند، چون بعضی ها مریضند!...

***

 

امالی شیخ مفید را در عرض چهل پنج روز ترجمه کردم!

پریروزدقایقی خدمت استاد بودم، مؤلف بیش از هفتاد جلد کتاب که برخی از آنها به فرانسه ترکی وعربی ... ترجمه شده  است. حجه الاسلام بخشایشی را می گویم!

91827764614874205767.jpg

برخی کتابهایش را بارها خوانده ام. مثل لهوف و ترجمه تفسیر صافی را که در پنج جلد انتشار داده اند.

حدود نیم ساعت بود که درانتشاراتی نشسته بودم، همینکه پاشدم بروم، یک روحانی بلند بالائی وارد شد.

چند دقیقه در خدمت ایشان بودن بسیار مغتنم بود. وقتی مطلع شدند که ساکن مرندم، از عده ای مثل سید حمید 96847124365349932171.jpgحسینی و سایرین نام بردند، و گفتند که اخیرا سفری به مرند داشته اند...

... چند تا سئوال داشتم که جواب گرفتم. یکی در باره شیوه کارشان و اینکه علت موفقیت خودشان را بفرمایند. گفتند: ... اگر موفقیتی است در سایه تلاش بوده و اینکه برانامه های بی خود در زندگی من جای ندارد و از اول از دید و باز دید ها ، مثلا امروز فلان حاجی از زیارت بیت الله برگشته، بخاطر وقت گیری و تلف شدن وقت این جور بازدید ها را کنار کذاشتم. نمی روم!

در ثانی هر روز مطالعه می کنم! بسیار می نویسم. امالی شیخ مفید را در عرض چهل پنج روز ترجمه کردم الان آماده شده است برای چاپ!...

... بعد از اینکه طبقات مفسرین شیعه چاپ شد به پیشنهاد آیه الله سبحانی سه جلد از پنج جلد را خدمت مقام معظم رهبری فرستادم ، بعد از هفت هشت روز از دفتر ایشان گفتند آقا شما را می خواهد. رفتم. تعدادی از علما در محضرشان بودند، خطاب به حضار گفتند: آقای بخشایشی کاری را که همیشه دغدغه خاطرم بوده انجام داده اند و کتاب طبقات مفسیرین شیعه ایشان جوابگواست...

سئوال کردم چرا برخی کتابهای مشهور مثل حیوت الحیوان دمیری ترجمه  نشده آیا بخاطر بعضی مطالب غلو آمیز و... کتاب است و یا علت دیگری دارد، گفتند: تا کنون ما از عقیده مان دفاع کرده ایم. علما آنقدر فراغت نداشته اند که به مسائل دیگر بپردازند. حتی تفسیر هم قبل از علامه طباطبائی آن جایگاه را در حوزه نداشت و علامه به تفسیر اهمیت داد...

الان جای علومی در حوزه خالی است.علامه مطهری وبرخی دیگر دنبالش رفتند...

 

  
نویسنده : احمد سلطانپور ; ساعت ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸٩/۳/٢٢
تگ ها : نقد و نظز ، عکس