چکاو بلند پرواز soaring skylark;

این وبلاگ بیشتر به مسائل اعتقادی ،اخلاقی و خاطرات روزانه و مسائل ادبی و هنری می پردازد ولاغیر !تذکر:نظرات بدون اسم و آدرس ممکن است تائید نشود. مطلب دیگر این است که من بیش از یک ساعت برای مطالب وبلاگم وقت صرف نمی کنم و اشتباهات دستوری و اغلاط املائی ناشی از این موضوع است. من در اینجا اگر جدی نبوده ام نه اینکه نمی خواهم جدی باشم، اشتغالات و گرفتاریها مانع از آن است که بیشتر وقت برای پرباری مطالب بگذارم.

بغر بقو بغر بقو!

تفرجگاه میشو

(تمام تصاویر این پست را با گوشی مبایل سونی اریکسون   320k در هوای ابری گرفتم )

بغر بقو بغر بقو!

- برا ی چی به اینا میگن کفتر ؟ 

- لابد کفترن که میگن کفتر دیگه!

 زیر لب هجی کرد: کف... تر

-جتما علتی داره ؟

بشوخی کلی فضل فروختم و مزاح و به جد قاطی کردم و گفتم:

-  شاید  تر کف بوده... چون ت با د قریب المخرجه تبدیل شده به ت، درکف شده کفدر و بعدش هم در اثر کثرت استعمال شده کفتر... بعد با لحنی جدی گفتم:من چه بدونم  چرا میگن کفتر !!!

...قصه از این قراره که باز جمعه ای زدیم به کوه و کمر. باهمان ابو قراضه یا پرچم راجا بقول دوستان.

وقتی به خانه رسیدم، هرچی لازم بود برای یک پکنیک دونفره کنار گذاشته بود.توپید که: صبر می کردی بعد از ظهر تشریف بیاری، زوده!

ساعت را نشان داد و گفت: ببین ساعت چنده؟

 گفتم: مگه نمی خوائیم یه نهار بیرون بخوریم، یه کم دیر می خوریم. دنیا که زی و رو نمیشه؟... 

از دستم دلخور بود. گفتم: باید  بنزین می زدم، مگه صبح ندیدی پنجر بود، می باس پنچری اش را می گرفتم یا نه...

ابی  خیلی وقته دیگه با ما بیرون نمیره، فوتبال رو ترجیح میده، پس لازم نبود بهش بگیم میاد یا نه.

وسایل رو گذاشتیم تو صندوق عقب...

هوا آفتابی و  گرم بود. کمی بعد از اینکه رسیدیم ابری شد. در گوشه ای زیر انداز را پهن کردیم. 

خانم مشغول پخت و پز شد. دلش یتیمچه حواسته بود. وقتی سفره آماده شد، یتیمچه در دو تا بشاق کشید...

...خرده ریزهای نان را ریخت برای پرنده ها. کمی بعد سر و کله چهار تا کفتر خوشگل پیدا شد و آمدند و نشستند سر نون هائی که ریخته بودیم! فاصلمون زیاد نبود. مشغول تما شاشون شدیم. 

پر کشیدن و رفتن باز دوباره بر گشتند. این بار خیلی نزدیکشان رفتیم. دیگه کم کم ترسشان ریخت و ما هم کنارشون نشستیم و نک ردن آنها را به نان و بقربقو شون را گوش کردیم! 

اونجا بود که سئوال کرد:

برا ی چی به اینا میگن کفتر ؟ 

- لابد کفترن که میگن کفتر دیگه!

 زیر لب هجی کرد: کف... تر

-حتما علتی داره !

 

 

  
نویسنده : احمد سلطانپور ; ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸٩/٢/٢٤
تگ ها :