چکاو بلند پرواز soaring skylark;

این وبلاگ بیشتر به مسائل اعتقادی ،اخلاقی و خاطرات روزانه و مسائل ادبی و هنری می پردازد ولاغیر !تذکر:نظرات بدون اسم و آدرس ممکن است تائید نشود. مطلب دیگر این است که من بیش از یک ساعت برای مطالب وبلاگم وقت صرف نمی کنم و اشتباهات دستوری و اغلاط املائی ناشی از این موضوع است. من در اینجا اگر جدی نبوده ام نه اینکه نمی خواهم جدی باشم، اشتغالات و گرفتاریها مانع از آن است که بیشتر وقت برای پرباری مطالب بگذارم.

میشو فطعه ای از بهشت

   میشو، قطعه ای از بهشت!

جمعه/١٠/٢/٨٩

ناهار را در کنار رود خروشان که در دره جاری بودخوردیم...

...توراه بازگشت، پیر مردی تنها و خسته را که کوله باری پر از انواع سبزی داشت و  با زحمت زیاد از کوه جمع کرده بود سوار کردیم.

می گفت:« امسال سال ریواس نیست انگار!»

 گفتم: « مگه وقتش شده ؟»

گفت:«چهلم شده دیگه... قابالاق(١) هست ولی ریواس سه- چهار تا بیشتر  پیدا نکردم، اونم دوتا دختر بچه تبریزی خواستن دلم نیامد بهشون ندم آخه گناه داشت!... معمولش اینه که ریواس قبل از قابالاق در میاد.»

-----

١- قابالاق: برگهای پهن ریواس که سقه اش خوردنی است 

  
نویسنده : احمد سلطانپور ; ساعت ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/٢/۱٢
تگ ها :