چکاو بلند پرواز soaring skylark;

این وبلاگ بیشتر به مسائل اعتقادی ،اخلاقی و خاطرات روزانه و مسائل ادبی و هنری می پردازد ولاغیر !تذکر:نظرات بدون اسم و آدرس ممکن است تائید نشود. مطلب دیگر این است که من بیش از یک ساعت برای مطالب وبلاگم وقت صرف نمی کنم و اشتباهات دستوری و اغلاط املائی ناشی از این موضوع است. من در اینجا اگر جدی نبوده ام نه اینکه نمی خواهم جدی باشم، اشتغالات و گرفتاریها مانع از آن است که بیشتر وقت برای پرباری مطالب بگذارم.

یک ...دو... سه

یک:

دور هم نشستیم و گفتیم چند روز دیگه که ایام شهادت فاطمه زهرا سلام الله چه باید بکنیم.

بالاخره تصمیم بر این شد که با هیئات عزاداری هماهنگی بشه در روز شهادت حضرت زهرا عزاداری خیابانی پر شور تر از قبل انجام بشه...

این دومین نشست در سال جدید بود. کلی حرف زده شد. مثلا در باره بدادمردم رسیدن و کمک به خلق الله. داستان خوب هم  یکی تعریف کرد که حیفه اینجا اینجا تکرر نکنم... یکی از علما در نجف  پولش تموم شد و نه بقال نسیه چیزس بهش داد و نه قصاب. یک چند روز با آب خالی سر کرد. بعد از چند روز مبلغی بهش رسید و رفت از قصاب گوشت بگیره، قصاب گفت جگر قوه اش زیادتره! جگر خرید و داشت بر می گشت طرف حجرش که دید یه سگی نحیف کنار کوچه افتاده و توله هاش دور ش می لولند و زوزه می کشند. دلش نیامد بی اعتنا رد بشه، همانجا نشست و جگر را قطعه قطعه کرد و انداخت جل سگ و توله هاش، میگه مادر توله ها دیدم سرش رو بطرف آسمون گرفت و زوزه ای کشید! از آن به بعد کارم روبراه شد...

 

دو:

باز سخنرانی داشتم. دیروز دعوتم کرده بودند. بعد از تعقیبات نماز عصر بطرف جمعیت برگشتم، ضمن گفتن بسم الله، جمعیت را از زیر نظر گذراندم. اکثرا  معلم و نوجوان وجوانهائی بودند که از مدارس اطراف و همسایگی مسجد آمده بودند.

در باره علم و دانش حرف زدم.  گفتم : ظاهرا همه ما باسوادیم و و الفبا را می شناسیم. می دونیم الف شکلش  چه جوریه با چه جور نوشته میشه و اگر تعدادی از الفا را کنار هم قرار بدیم کلمه ای نوشته میشه... اما واقعا حقیقت الف با چیه اکثرا کم می دانیم یا نمی دانیم! الفبا همش یک حرف بیش نیست وآنهم  الف است و الف غیر از نقطه نیست! بعدا در این باره بهتره تحقیق کنیم. پس ما همه علوم را بتوسط نقطه فرا چنگ می آوریم....

 

سه:

در دبیرستان...  در جمع دانش آموزان پاسخگوی سئوالاتشون بودم. سئوالات عجیب و غریب می کردند. در باره ارزش سئوال و اینکه سئوال کردن آدابی دارد و بعد از کلی مطالب زائدی که گفتم: بالاخره به این سئوال یکی از دانش آموزان که پرسید: چگونه وجود خدا را برای ما اثبات می کنید، گفتم: اولا وجود خدا بدیهیه! یعنی چی؟ یعنی اینکه برای اثبات خدا لازم نیست زیاد این در و اون در بزنیم. همه بالفطره خدا رو قبول داشته و دارند، حتی قران در باره اثبات وجود خدا آیه شاید نباشه اما در باره صفات خدا آیات فراوانی هست. حتی کفار و مشرکین و بت پرستها هم نمی گفتند که خدا نیست، بلکه آنها بت ها را برای نزدیک شدن به خدا می پرستیدند... حتی فروعون انا ربکم الاعلی زن نیز معتقد وجود خدا بود...

...بعد بحث کشید به مرغ و تخم مرغ همان بحث بسیار قدیمی. جواب این سئوال را که کدوم اول بوده جواب رو در تفسیر المیزان دیده بودم، گفتم: ... الان هم در دل دریا ها و اقیانوسها موجوداتی زندگی می کنند که می گویند اینها جفت ندارند اما تخم هم می ریزند و تولید مثل اینها این طوری است، شاید در بدایت امر مرغی بوده و همان مرغ  باقتضای شرایط طبیعی، راهی جز این نبوده، تخمهائی گذاشته و بعدا چون آن مشکل اولیه مرتفع شده تولید و تناسل بصورت طبیعیِ فعلی جریان پیدا کرده....

  
نویسنده : احمد سلطانپور ; ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٩/٢/٧
تگ ها : مثل ، خبر