چکاو بلند پرواز soaring skylark;

این وبلاگ بیشتر به مسائل اعتقادی ،اخلاقی و خاطرات روزانه و مسائل ادبی و هنری می پردازد ولاغیر !تذکر:نظرات بدون اسم و آدرس ممکن است تائید نشود. مطلب دیگر این است که من بیش از یک ساعت برای مطالب وبلاگم وقت صرف نمی کنم و اشتباهات دستوری و اغلاط املائی ناشی از این موضوع است. من در اینجا اگر جدی نبوده ام نه اینکه نمی خواهم جدی باشم، اشتغالات و گرفتاریها مانع از آن است که بیشتر وقت برای پرباری مطالب بگذارم.

بارون اومد...

بارون اومد...

! هرچی از دل قلم بزنه بیرون مال منه. ...هوا بهاریه! بارون  نذاشت بریم بیرون! میخواستیم روز جمعه ای بزنیم بیرون.

 بارون  اومد، تماشائی بود ازپشت پنچره. مثل ژله کش می امدن از دل آسمون تا زمین. حبابا  ترکیدن! گربهه اومد لب هِرّه، میو کرد.

...برای یا کریما یادم رفت دونه بگیرم! از روی دیوار میان پایین، بعد پر می کشن.

بارون بند اومده...

بارون میاد! اومدن پائین و بعد صدای صفیر بالاشونو شنیدم که پر کشیدن و رفتن بالا.

...

پرویز زنگ زد گفتم: هوا ابریه داره بارون میاد! گقت: هوای اینجا سرده، دلم تنگ شده براتون... این سربازی تموم نمیشه!

بارون بند اومد! یا کریما امدن پائین. صدای میو گربهه اومد. پرکشیدن و رفتن نشستن رو دیوار.

  
نویسنده : احمد سلطانپور ; ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸٩/٢/٤
تگ ها :