چکاو بلند پرواز soaring skylark;

این وبلاگ بیشتر به مسائل اعتقادی ،اخلاقی و خاطرات روزانه و مسائل ادبی و هنری می پردازد ولاغیر !تذکر:نظرات بدون اسم و آدرس ممکن است تائید نشود. مطلب دیگر این است که من بیش از یک ساعت برای مطالب وبلاگم وقت صرف نمی کنم و اشتباهات دستوری و اغلاط املائی ناشی از این موضوع است. من در اینجا اگر جدی نبوده ام نه اینکه نمی خواهم جدی باشم، اشتغالات و گرفتاریها مانع از آن است که بیشتر وقت برای پرباری مطالب بگذارم.

مصافحه

مصافحه

بین مردم  خیلی از جاهای دنیا این رسم متداوله که وقتی بهم رسیدن باهم دست میدن و حال هم را می پرسند. حتما شما هم با من هم عقیده این که  این رسم خوبیه. این رفتار خوبیه که آدم وقتی به دوستی ، آشنائی رسید، یا با هاش ملاقات کرد  مصافحه بکنه. اما یه مطلبیه که من خیلی وقتها  پیش از استادم شنیدم و یاد گرفتم  اونم اینه که وقتی با بزرگتر از خوت ملاقات کردی حق نداری در مصافحت و معانقت پیش قدم بشی! باید اون پیش بیاد برا دست دادن. این یادم مونده و هیچ وقت هم فراموشم  نمیشه، بعد از چند سال،  باز استاد دیگر ما این را تذکر داد که وقتی میخوای از کسی جدا بشی مصافحه  لازم نیست. این هم یادم مونده و وقتی میخوام از پیش کسی برم به گفتن عبارت خدا: حافظ فقط، اکتفا می کنم...


مصافحه

به یار قدیمی بر خوردم تو خیابون. سلام کردم و دستهامون خود بخود بسوی هم دراز شد. اما نگار یکی از دو طرف حال نداشت و یاز از هر دو طرف اختلال ایجاد شد و دستها همزمان آنگونه که دو نفر حین مصافحه دست هم را تکون میدن، بالا و پائین نرفت و این امر بطور طبیعی انجام نشد، چطور بگم... ارتباط معنوی بخوبی بر قرار نشد!

بشوخی گفتم: ارتباط برقرار نشد!

متوجه منظورم نشد و من هم کش ندادم....

...مصافحه اینه که وقتی به دوست و آشنا  رسیدی  باهاش دست بدی. بین مردم  خیلی از جاهای دنیا این رسم متداوله که وقتی بهم رسیدن باهم دست میدن و حال هم را می پرسند. حتما شما هم با من هم عقیده این که  این رسم خوبیه. این رفتار خوبیه که آدم وقتی به دوستی ، آشنائی رسید، یا با هاش ملاقات کرد  مصافحه بکنه. اما یه مطلبیه که من خیلی وقتها  پیش از استادم شنیدم و یاد گرفتم  اونم اینه که وقتی با بزرگتر از خوت ملاقات کردی حق نداری در مصافحت و معانقت پیش قدم بشی! باید اون پیش بیاد برا دست دادن. این یادم مونده و هیچ وقت هم فراموشم  نمیشه، بعد از چند سال،  باز استاد دیگر ما این را تذکر داد که وقتی میخوای از کسی جدا بشی مصافحه  لازم نیست. این هم یادم مونده و وقتی میخوام از پیش کسی برم به گفتن عبارت خدا: حافظ فقط، اکتفا می کنم...

اگر آنفلانزای خوکی و مرغی و انواع دیگه  بذاره و دوباره شایع نشه فعلا «تب» و ایضا  لرز آنفلانزای خوکی خیلی قته فرو کش کرده، اما بعضیا باز م احتیاط می کنن و عده ای وقتی رفقا و آشنا هاشون رومی بینن تا میتونند روی هم رو ماچ مالی میکنن اما در دست هم رو فشردن، یاد آنفولانزا میفتن. خوب عجائبی از این دست در میان نوع بشر کم نیست. بگذریم.  

این یکی از رسوم خوب در ملاقاتها است البته آداب فراوانی می شود بر شمرد: سلام کردن، معانقه، سر فرود آوردن به احترام کسی، البته برخی این را جایز نمی دانند بدلیل اینکه نباید در مقابل مخلوق سر فرود آورد، و انواع دیگر مثل کلاه برداشتن...

اما دست دادن و مصافحه می تواند احساس و حالات گوناگونی را منتقل نماید:

ممکن است  کسی را که  دوستش دارید، مدتی نبینید. اگر اورا ببینید، بگرمی پذیرا یش می شوید ضمن اینکه دست هم را می فشارید، حتما هم دیگر را در آغوش خواهید کشید.

ممکن است کسی را هر روز ببینید و هر بار که او را ببینید از روی عادت دست هم را بفشارید.

ممکن است با کسی میانتون خوب نیست، ولی به روی هم نمی آورید، اما ناگزی از مصافحه  هستید، الکی دست هم را می فشارید و خلاص.

ممکن است اصلا دورا دورا کسی را می شناسید و آنقدراز فضایل و مناقب او برای شما گفته اند که هنگام مصافحه با زبان بی زبانی اعلام می کنید آرزوی یتان این بود و مشتاق بودید که با او هم صحبت شوید.

ممکن است  از کسی بدتان بیاید، طوری با اودست خواهید داد که همان یک بار برای هفت پشتش بس باشد!

ممکن است زود بعد از مصافحه رد شوید، که در این صورت یا عجله دارید یا اینکه از طرف مقابل خاطره خوشی نداشته اید.

ممکن است مصافحه تان شل و ول باشد، که نشان دهنده این است که شما اورا زمانی رنجانده اید.

ممکن است با انکشتان مصافحه کنید، که نشان دهنده بی میلی شماست در دوستی...

و زمان دست دادن بهترین موقع است که شدت و ضعف علاقه تان را به طرف مقابل ابراز کنید. مثلا اگر دست طرف را بیشتر در دست خود نگهدارید، نشان دهنده این است که از دیدارش خوشوقت بوده و میل ندارید از او جدا شوید، اما ممکن است علتهای دیگری نیز داشته باشد که بدانها نمی پردازیم...

 

یکی از دوستان غیر از این ها، حالات دیگری را ذکر می کردند که برای نمونه به یک مورد اشاره می شود: ممکن است طرف حین مصافحه دستش را روی شانه شما بگذارد که علامت و نشانه ای است و معنای خاصی دارد مثل ابراز تفوق برشما و.....

بیش از این در این باره صحبت نمی کنیم و میخواهم چند حدیث از معصومیت صلوات الله علیهم اجمعین نقل نمایم در اهمیت و ارزش این رفتار و رسم پسندیده:

   و امام صادق علیه السّلام فرمود :

 عَلِیُّ بنُ إِبرَاهِیمَ عَن أَبِیهِ عَنِ النَّوفَلِیِّ عَنِ السَّکُونِیِّ عَن أَبِی عَبدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ تَصَافَحُوا فَإِنَّهَا تَذهَبُ بِالسَّخِیمَةِ= مصافحه کنید که مصافحه کینه را مى برد .[1]

    و فرمود :

 عَلِیُّ بنُ إِبرَاهِیمَ عَن مُحَمَّدِ بنِ عِیسَى عَن یُونُسَ عَن رِفَاعَةَ قَالَ سَمِعتُهُ یَقُولُ مُصَافَحَةُ المُؤمِنِ أَفضَلُ مِن مُصَافَحَةِ المَلَائِکَةِ= مصافحه کردن با مؤمن از مصافحه کردن با ملائکه برتر است .

   ابنُ فَضَّالٍ عَن عَلِیِّ بنِ عُقبَةَ عَن أَیُّوبَ عَنِ السَّمَیدَعِ عَن مَالِکِ بنِ أَعیَنَ الجُهَنِیِّ عَن أَبِی جَعفَرٍ علیه السلام قَالَ إِنَّ المُؤ مِنَینِ إِذَا التَقَیَا فَتَصَافَحَا أَدخَلَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ یَدَهُ بَینَ أَیدِیهِمَا وَأَقبَلَ بِوَجهِهِ عَلَى أَشَدِّهِمَا حُبّاً لِصَاحِبِهِ فَإِذَا أَقبَلَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ بِوَجهِهِ عَلَیهِمَا تَحَاتَّت عَنهُمَا الذُّنُوبُ کَمَا یَتَحَاتُّ الوَرَقُ مِنَ الشَّجَرِ

    و امام باقر علیه السّلام فرمود : وقتى مؤمنان به هم برخورند و مصافحه کنند ، خداى تعالى دست خود را میان دستهاى آنان مى گذارد ، و به آن که رفیقش را بیشتر دوست دارد رو مى کند . و چون خداى متعال به هر دو رو کند (که یکدیگر را به یک اندازه دوست دارند) گناهانشان مانند برگ درخت مى ریزد .[2]

   عِدَّةٌ مِن أَصحَابِنَا عَن أَحمَدَ بنِ مُحَمَّدِ بنِ خَالِدٍ عَن بَعضِ أَصحَابِهِ عَن مُحَمَّدِ بنِ المُثَنَّى عَن أَبِیهِ عَن عُثمَانَ بنِ زَیدٍ عَن جَابِرٍ عَن أَبِی جَعفَرٍ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه وآله وسلم إِذَا لَقِیَ أَحَدُکُم أَخَاهُ فَلیُسَلِّم عَلَیهِ وَلیُصَافِحهُ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ أَکرَمَ بِذَلِکَ المَلَائِکَةَ فَاصنَعُوا صُنعَ المَلَائِکَة = چون یکى از شما برادر خود را ملاقات کند باید به او سلام کند و با او دست بدهد ، که خداى تعالى فرشتگان را بدین کار گرامى داشته ، پس شما نیز کار فرشتگان کنید .[3]

   عِدَّةٌ مِن أَصحَابِنَا عَن سَهلِ بنِ زِیَادٍ عَن أَحمَدَ بنِ مُحَمَّدِ بنِ أَبِی نَصرٍ عَن صَفوَانَ الجَمَّالِ عَن أَبِی عُبَیدَةَ الحَذَّاءِ قَالَ زَامَلتُ أَبَا جَعفَرٍ علیه السلام فِی شِقِّ مَحمِلٍ مِنَ المَدِینَةِ إِلَى مَکَّةَ فَنَزَلَ فِی بَعضِ الطَّرِیقِ فَلَمَّا قَضَى حَاجَتَهُ وَعَادَ قَالَ هَاتِ یَدَکَ یَا أَبَا عُبَیدَةَ فَنَاوَلتُهُ یَدِی فَغَمَزَهَا حَتَّى وَجَدتُ الاَذَى فِی أَصَابِعِی ثُمَّ قَالَ یَا أَبَا عُبَیدَةَ مَا مِن مُسلِمٍ لَقِیَ أَخَاهُ المُسلِمَ فَصَافَحَهُ وَشَبَّکَ أَصَابِعَهُ فِی أَصَابِعِهِ إِلَّا تَنَاثَرَت عَنهُمَا ذُنُوبُهُمَا کَمَا یَتَنَاثَرُ الوَرَقُ مِنَ الشَّجَرِ فِی الیَومِ الشَّاتِی=  ابو عبیده مى گوید : با امام باقر علیه السّلام همسفر بودم ، هنگام سوار شدن ، من قبل از ایشان سوار مى شدم ، چون سوار مى شد با من مصافحه مى کرد و چنان احوالپرسى مى نمود که گویى قبلا مرا ندیده و هنگام پیاده شدن ، او قبل از من پیاده مى شد ، چون هر دو پیاده مى شدیم دوباره مصافحه مى کرد و چنان احوالپرسى مى کرد که گوئى مرا قبلا ندیده است .  من عرض کردم یا بن رسول اللّه شما کارى مى کنید که در اطراف ما کسى انجام نمى دهد و اگر یکبار هم انجام دهند به نظرشان زیاد مى آید .

    فرمود : آیا نمى دانى این مصافحه چه فایده اى دارد ؟ هنگامى که دو مؤمن با هم برخورد مى کنند و با هم مصافحه مى نمایند ، در آن حال گناهان چون برگ پائیزى از آن دو ریخته مى شود و تا زمانى که از هم جدا مى شوند خدا به آنها توجه دارد . [4]

   و فرمود :

وَکَانَ إِذَا صَافَحَ رَجُلًا لَم یَنزِع یَدَهُ مِن یَدِهِ = رسول خدا با هر کس مصافحه مى کرد قبل از طرف مقابل دستش را نمى کشید .[5]



[1] -/ الکافی ج2 ص183

[2] -/ الکافی ج2 ص179

[3] -/ الکافی ج2 ص181

[4] /الکافی ج2 ص180

[5] - مستدرک الوسائل ج8 ص439

 

  
نویسنده : احمد سلطانپور ; ساعت ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/٢/۱
تگ ها : اخلاق